لغت نامه دهخدا
کهورکه.[ ک َ ک َ / ک ِ ] ( ترکی، اِ ) کورکا. کهورکا. رجوع به کورکا و تاریخ غازانی ص 57، 60، 64، 127، 155 شود.
کهورکه.[ ک َ ک َ / ک ِ ] ( ترکی، اِ ) کورکا. کهورکا. رجوع به کورکا و تاریخ غازانی ص 57، 60، 64، 127، 155 شود.
کورکا. کهورکا.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 سه تم هزار کهور مربوط به هزاره اول قبل از میلاد است و در شهرستان کهنوج، بخش رودبار، روستای مظفر آباد واقع شده و این اثر در تاریخ ۲۷ مرداد ۱۳۸۲ با شمارهٔ ثبت ۹۵۸۳ بهعنوان یکی از آثار ملی ایران به ثبت رسیده است.
💡 دهستان کهور خشک، یکی از دهستانهای بخش ناصریه شهرستان گنبکی در استان کرمان ایران است. مرکز این دهستان، روستای میرآباد امامقلی است.
💡 وجود شن در بستر جنگلهای کهور برج معاذ که خود باعث منحصر به فرد شدن این این جنگلهاست باعث شده تا با روی هم شدن و ایجاد تلهایی بزرگ در اطراف و زیر بخشی از گزها و کهورها نوعی گلدان به صورت یک تل شنی که در بالای آن یک گیاه قرار دارد شدهاست.
💡 تقیآباد، روستایی در دهستان کهور خشک بخش ناصریه شهرستان گنبکی در استان کرمان ایران است.
💡 بهترین نوع لوله وافور، از چوب ریشه درخت کهور ساخته میشود. این درخت نوعی درخت کویری است و در اطراف جیرفت وبم و در شهرستانهای کهنوج و فاریاب و ریگان میروید. به بخش انتهایی لوله وافور که به دهان گذاشته میشود، «پستانک» میگویند.
💡 مهدی نظری، از اهالی این روستا به خاطر اقدامش در درختکاری وسیع در پیرامون روستا به عنوان «مرد درختی» مشهور است. او درختان گرمسیری اعم از کُنار، اکالیپتوس و کهور میکارد. گفته شده که او با کمک اهالی حدود صد هزار اصله درخت کاشتهاست.