کهنه حریف

لغت نامه دهخدا

کهنه حریف. [ ک ُ ن َ / ن ِ ح َ ] ( ص مرکب ) سخت گربز. ( از یادداشت به خط مرحوم دهخدا ). کهنه رند. بسیار زیرک و مکار.

فرهنگ فارسی

سخت گربز ٠ بسیار زیرک و مکار ٠

جمله سازی با کهنه حریف

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 بی‌خبر کاین حریف پر ز ریا کهنه رندی است رفته زیر عبا

💡 می کهنه کشی هر شب تو از خم با حریف نو کی آری یاد از این مخمور و گوئی یار دیرینم

💡 شد سوار شتر آن کهنه حریف مادر خویش گرفته به ردیف

💡 ایکه تو بینی به زیر خرقه خزیدست کهنه حریفی ست شمع جمع ظریفان

ارق ملی یعنی چه؟
ارق ملی یعنی چه؟
اسرار کردن یعنی چه؟
اسرار کردن یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز