کهن عمر

لغت نامه دهخدا

کهن عمر. [ ک ُ هََ / هَُع ُ ] ( ص مرکب ) کهن سال. سالخورده و پیر:
به موسی کهن عمر کوته امید
سرش کرد چون دست موسی سپید.سعدی ( کلیات چ مصفا ص 272 ).

فرهنگ فارسی

کهن سال ٠ سالخورده و پیر ٠

جمله سازی با کهن عمر

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 به موسی، کهن عمر کوته امید سرش کرد چون دست موسی سپید

💡 تقویم عمر ماست جهان، هر چه میکنیم بیرون ز دفتر کهن سال و ماه نیست

اگزجره یعنی چه؟
اگزجره یعنی چه؟
گاییدن یعنی چه؟
گاییدن یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز