کندا کند

لغت نامه دهخدا

کنداکند.[ ک ُ ک ُ ] ( ص مرکب، ق مرکب ) بسیار کند:
شیر درد شکار، چابک و تند
مگس و عنکبوت، کنداکند.؟ ( از یادداشت به خط مرحوم دهخدا ).|| در حال کندی. و رجوع به کُند شود.

فرهنگ فارسی

بسیار کند یا در حال کندی

جمله سازی با کندا کند

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 بجای مجلس او خلد باشد کنده دوزخ بجای خاطر او کند باشد خار کندا

💡 مگر کند فلک از رشک کام عیشم تلخ مرا که تنگ دهان تو شکری کندا

کرزوس یعنی چه؟
کرزوس یعنی چه؟
مهر امیز یعنی چه؟
مهر امیز یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز