کنج کنج
«کنج کنج» واژهای قدیمی در زبان فارسی است که برای توصیف چیزی کوچک، خرد یا اندک به کار میرود. این اصطلاح نشاندهنده مقدار کم یا جزئی از یک چیز است و اغلب در بیان تقسیمبندی یا کمیتهای کوچک استفاده میشود. علاوه بر معنی کم و خرد، «کنج کنج» به معنای تدریجی و کمکم نیز به کار رفته و اشاره به انجام چیزی به مرور دارد. در برخی منابع قدیمی، این واژه با حرف «چ» به شکل «کنچ کنچ» نیز آمده و همان معنا را دارد. همچنین در برخی نوشتهها، به جای نون و یاء، به صورت «کیچ کیچ» نیز دیده شده است، که نشاندهنده تغییرات تلفظی در طول زمان است. کاربرد «کنج کنج» معمولاً در ادبیات کلاسیک و متون قدیمی فارسی دیده میشود و در مکالمات روزمره کمتر استفاده میشود. این واژه هم برای بیان مقدار کم و هم برای بیان فرآیند تدریجی و بهرهبهره به کار میرود و بار معنایی مثبت یا منفی ندارد.
مترادفها
کنجکاو
متضادها
بیتفاوت، بیاعتنا
لغت نامه دهخدا
کنج کنج. [ ک ِ ک ِ ] ( ص ) کوچک و خرد. || ( ق ) اندک. || کم کم وبهره بهره. ( برهان ) ( آنندراج ) ( ناظم الاطباء ). و به این معنی با جیم فارسی ( کنچ کنچ ) هم گفته اند و به جای نون یاء حطی نیز به نظر آمده است ( کیچ کیچ ). ( برهان ). و رجوع به کیچ کیچ شود.
فرهنگ فارسی
کوچک و خرد یا اندک یا کم کم و بهره بهره