لغت نامه دهخدا
کمپرس کردن. [ ک ُ رِ ک َ دَ ] ( مص مرکب ) ( دراصطلاح مکانیکی ) وقتی کمپرسور موتور بیش از حد لزوم فعالیت کند، می گویند کمپرس می کند ( و این از عیوب موتور است ) ( فرهنگ فارسی معین ). و رجوع به کمپرس شود.
کمپرس کردن. [ ک ُ رِ ک َ دَ ] ( مص مرکب ) ( دراصطلاح مکانیکی ) وقتی کمپرسور موتور بیش از حد لزوم فعالیت کند، می گویند کمپرس می کند ( و این از عیوب موتور است ) ( فرهنگ فارسی معین ). و رجوع به کمپرس شود.
( مصدر ) وقتی کمپرسور موتور بیش از حد لزوم فعالیت کند می گویند کمپرس میکند ( و این از عیوب موتور است ).
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 بیشتر مدلهای کمپرسی دارای سازهای هیدرولیکی هستند که از آن برای خالی کردن مواد توسط کفهٔ پشتی آن استفاده میکنند.
💡 بخش فیلتر واحد مراقبت پنوماتیک وظیفه خشک سازی و فیلتر کردن آلودگیهای هوای کمپرس شده را دارد. بخش روغن زن وظیفه اضافه کردن روغن به هوای خشک شده را دارد تا انواع قطعات پنوماتیکی از جمله شیر برقیها و سیلندرها را روغن کاری کند. بخش رگلاتور واحد مراقبت نیز وظیفه کنترل فشار هوای ورودی را دارد تا دقیقاً قطعات سیستم پنوماتیک با فشار مورد نظر و قدرت مورد نظر کار کنند.