کمر بسته داشتن. [ ک َ م َ ب َ ت َ / ت ِ ت َ ] ( مص مرکب ) آماده ومهیا بودن. آماده کاری یا خدمتی بودن: نه من کودکم گر تو هستی جوان به کشتی کمر بسته دارم میان.فردوسی.کمر بسته دارد به فرمان دیو به گردون بر، از دست جورش غریو.سعدی ( بوستان ).
جمله سازی با کمر بسته داشتن
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 گذری کن سوی گلزار که سرو و شمشاد پیش قد تو کمر بسته و خدمتکارند
💡 شال: از پارچهای زیبا بر روی لباس در ناحیه کمر بسته میشود.
💡 شوند پیش رکابش سران روم و عرب چو بندگان کمر بسته خاضِعُ الاَعناق
💡 پرگار نه سپهر کمر بسته من است چون نقطه گرچه هستی من مختصر فتاد
💡 از غبار خط شبرنگ دل آزرده مباش که مه روی تو زین هاله کمر بسته شده است
💡 آن کس که کمر بسته به خون همه شهری ست در کلبه ما کی کمر بسته گشاید