لغت نامه دهخدا
کلیدساز. [ ک ِ ] ( نف مرکب ) آنکه کلید سازد. آنکه کار وی ساختن کلید باشد.
کلیدساز. [ ک ِ ] ( نف مرکب ) آنکه کلید سازد. آنکه کار وی ساختن کلید باشد.
آنکه کلید سازد. آنکه کار وی ساختن کلید باشد.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 همه زشت و نیکو تو آری پدید تو سازی در بندگان را کلید
💡 در نود و نهمین جلسهٔ علنی شورای پنجم شهر تهران تقوینژاد بهعنوان نخستین نامزد از ۵ نامزد نهایی تصدی پست شهردار تهران پشت تریبون قرار گرفت و در تشریح برنامههایش از مبارزه بی رحمانه خود با فساد تا ساخت و ساز به عنوان کلید رونق شهر تهران در شرایط تحریم گفت.
💡 نت این ساز را با کلید فا خط چهارم مینویسند.