کله گان

لغت نامه دهخدا

کله گان.[ ک َ ل ِ ] ( اِخ ) دهی از دهستان پشتکوه باشت و بابویی بخش گچساران است که در شهرستان بهبهان واقع است و 170 تن سکنه دارد. ( از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 6 ).
کله گان. [ ک َ ل َ ] ( اِخ ) طایفه ای از طوایف ناحیه سراوان کرمان و بلوچستان و مرکب از 300 خانوار است. ( از جغرافیای سیاسی کیهان ص 98 ).

جمله سازی با کله گان

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 سردک، روستایی در دهستان کله گان بخش کله گان شهرستان گلشن در استان سیستان و بلوچستان ایران است.

💡 بورسر، روستایی در دهستان شند اشکندان بخش کله گان شهرستان گلشن در استان سیستان و بلوچستان ایران است.

💡 درپان، روستایی در دهستان کله گان بخش کله گان شهرستان گلشن در استان سیستان و بلوچستان ایران است.

💡 براساس سرشماری عمومی نفوس و مسکن در سال ۱۳۹۵، جمعیت بخش کله گان برابر با ۶٬۹۶۲ نفر بوده‌است.

💡 در آن تیم پروژه، حضور چند نفر از افراد کله گان باعث شده بود که پیشرفت کار با کندی بسیار زیادی نسبت به برنامه اصلی مواجه شود.

💡 اگر با آدم‌های کله گان و سخت‌گیر بحث کنید، به احتمال زیاد هیچ نتیجه‌ی منطقی و سازنده‌ای از این گفت‌وگوهای بیهوده به دست نخواهید آورد.

💡 او همیشه سعی می‌کرد با آرامش و صبر با کله گان برخورد کند تا از درگیری‌های بی‌مورد و تنش‌های غیرضروری در محیط کار جلوگیری نماید.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران