لغت نامه دهخدا
کله پوستی. [ ک ُ ل َه ْ ] ( ص مرکب ) شخصی که کلاهی از پوست ( بره و جانوران دیگر ) بر سر نهد. کلاه پوستی. ( فرهنگ فارسی معین ):
از کله پوستیان گفت جوانی که فلان
متعصب به فلان طرز کلاه است و قباست.( فرهنگ فارسی ایضاً ).
کله پوستی. [ ک ُ ل َه ْ ] ( ص مرکب ) شخصی که کلاهی از پوست ( بره و جانوران دیگر ) بر سر نهد. کلاه پوستی. ( فرهنگ فارسی معین ):
از کله پوستیان گفت جوانی که فلان
متعصب به فلان طرز کلاه است و قباست.( فرهنگ فارسی ایضاً ).
( اسم ) شخصی که کلاهی از پوست ( بره و جانوران دیگر ) بر سر نهد: ( از کله پوستیان گفت جوانی که فلان متعصب بفلان طرز کلاهست و قباست ). ( بهار )
یک کله پوستی یا جُولَق عضوی از خرده فرهنگی است که از جوانان طبقه کارگر در لندن، انگلستان در دههٔ ۱۹۶۰ نشأت گرفته و به زودی به دیگر جاهای بریتانیا پراکنده شده است. یک جنبش طبقهٔ کارگری دوم کله پوستی در دهه ۱۹۸۰ به سراسر جهان پراکنده شده است. کله پوستی ها که ازخودبیگانگی انگیزه بخش آنان است، را موی بسیار کوتاه یا سرهای تراشیده و پوشش طبقه کارگری مانند چکمه های دکتر مارتنز، بند شلوار، شلوار جین، و پیراهن های ساده متمایز می کند. اوج این جنبش در جریان یک نوزایی در دهه ۱۹۸۰ بود ولی از آن زمان در زمینه های متعدد در سطح جهان ادامه یافته است.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 خانوادهٔ هیپ، جینا را بهجای سیپتیموس به فرزندی قبول کردهاند؛ ولی جینا در اصل دختر ملکهٔ ترورشده و شاهزاده قلعه است. دختری کوچکاندام که چشمهای سیر بنفش و پوستی بور دارد. شنل قرمز پررنگی میپوشد و نیم تاجی طلایی که نشانهٔ شاهزادههاست، روی سرش میگذارد. او در عین حال که دختری دوستداشتنی و مهربان است، خیلی هم کلهشق است. او به بیتل علاقه دارد.
💡 نظامی کله پوستی لنگا مَلاری نی تری جنگ بُکُنی وا بختیاری
💡 تفنگ علیمردون هم باز قُرمنید سرهنگ کله پوستی چادر رُمنید