لغت نامه دهخدا
کلاته شور. [ ک َ ت ِ ] ( اِخ ) دهی است از دهستان احمدآباد بخش فریمان شهرستان مشهد. ( از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 9 ).
کلاته شور. [ ک َ ت ِ ] ( اِخ ) دهی است از دهستان برکال بخش بردسکن شهرستان کاشمر. ( از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 9 ).
کلاته شور. [ ک َ ت ِ ] ( اِخ ) دهی است از دهستان میان آباد بخش اسفراین شهرستان بجنورد محلی جلگه ای و گرم سیر است و سکنه 225 تن. آب آنجا از قنات، محصول آن غلات، بنشن، زیره، پنبه و شغل مردم زراعت و مالداری و قالیچه بافی است. ( از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 9 ).
کلاته شور. [ ک َ ت ِ ] ( اِخ ) دهی است از دهستان میان تکاب بخش بجستیان شهرستان گناباد. ( از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 9 ).
کلاته شور. [ ک َ ت ِ ] ( اِخ ) دهی است از دهستان عرب خانه بخش شوسف شهرستان بیرجند. ( از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 9 ).
کلاته شور. [ ک َ ت ِ ] ( اِخ ) دهی از دهستان سنخواست که در بخش اسفراین شهرستان بجنورد واقع است و سکنه 97 تن. آب آنجا از قنات، محصول آن غلات، بنشن، پنبه و شغل مردم زراعت و مالداری است. ( از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 9 ).