کل فرخی

لغت نامه دهخدا

کل فرخی.[ ] ( اِخ ) طایفه ای از قبابل کرد است که بین دهوک وزاخو مسکن دارند. ( از جغرافیای سیاسی کیهان ص 57 ).

جمله سازی با کل فرخی

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 هر نبیدی را بوسی ز لب ساقی نقل فرخی تا بتوانی به جز این نقل مخور

💡 گر به مدحی فرخی هر بیت را بستد دهی در مدیح بکر من هر بیت را شهری بهاست

💡 با رمیدن‌های وحشی آمد آن رعنا غزال فرخی را با غزل‌سازی غزل‌خوان کرد و رفت

💡 در دوره قاجاریه خور و بیابانک را قرای سبعه می‌گفتند و بنا به نوشته اعتمادالسلطنه در مرآت البلدان این قراء عبارت بودند از: خور، جندق، فرخی، مهرجان، بیاضه، اردیب و گرمه.

💡 فرخی از کَرَمِ شاه شده قصرنشین به تو این منزلِ نو فرخ و میمون باشد

ارسا یعنی چه؟
ارسا یعنی چه؟
اوزوم یعنی چه؟
اوزوم یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز