لغت نامه دهخدا
( کل آندر ) کل آندر. [ ک ِ ل ِ ] ( اِخ ) یکی از سرداران اسکندر مقدونی که در جنگهای اسکندر با ایران همراه او بود و مدتها در همدان میزیست.( از تاریخ ایران باستان ج 2 ص 1336 و 1680 و 1682 ).
( کل آندر ) کل آندر. [ ک ِ ل ِ ] ( اِخ ) یکی از سرداران اسکندر مقدونی که در جنگهای اسکندر با ایران همراه او بود و مدتها در همدان میزیست.( از تاریخ ایران باستان ج 2 ص 1336 و 1680 و 1682 ).
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 دادخواهی ور بخواهند از تو داد پس به خاک اندر چه مالی پوستین؟
💡 گفتم همیشه تا بود اندر جهان بهار گفتا همیشه تا بود اندر جهان خزان
💡 من اندر دل ز مدح تو فراوان تحفهها دارم نشان دارم ز دیگر تحفهها از تحفهٔ پیشین
💡 به بادافره اندر مشو تند و تیز کسی را به گیتی میازار نیز
💡 مدت ده سال اندر بوتههای انتظار روزگارم آتش دم داد و دود امتحان
💡 از آن می خوردهام بیخویشتن من که خورشید ستم اندر ذات روشن