فرهنگستان زبان و ادب
{car stop, wheel stop} [حمل ونقل ریلی] 1. افزاره ای که برای جلوگیری از حرکت قطار در جلوی چرخ های آن گذاشته می شود 2. بخشی از خط در قطارهای شهری برای سوار و پیاده کردن مسافران
{car stop, wheel stop} [حمل ونقل ریلی] 1. افزاره ای که برای جلوگیری از حرکت قطار در جلوی چرخ های آن گذاشته می شود 2. بخشی از خط در قطارهای شهری برای سوار و پیاده کردن مسافران
۱. افزارهای که برای جلوگیری از حرکت قطار در جلوی چرخهای آن گذاشته میشود
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 جوانان این روستا بیشتر مشغول صنعت کفش در شهرهایی مثل تهران و قم میباشند.
💡 سرکلاته کفشگیری، روستایی است از توابع بخش مرکزی شهرستان گرگان در استان گلستان ایران.
💡 دامنی در کفش البته فتد همچو صغیر هر که در عشق نهد گام به دامنپاکی
💡 طبلک استخوانی، گیوه، کفش گرجی، کفش اُرسی و گالش از انواع پاپوشهای زنانه است.
💡 پا را ز کفش دیگری هر لحظه تنگی و شری وز کفش خود شد خوشتری پا را در آن جا راحتی
💡 بشاه رو که ده انگشت شاه در دو کفش کلید روزی خلق است و چشمۀ حیوان