لغت نامه دهخدا
کعبه ویران کن. [ ک َ ب َ / ب ِ ک ُ ] ( نف مرکب ) ویران کننده کعبه. آنکه کعبه را خراب کند. خطابی ناسزاگونه کسی را که شقاوت او را بیان کردن خواهند:
زهی کعبه ویران کن دیرساز
تو ز اصحاب فیلی نه ز اصحاب غار.خاقانی.
کعبه ویران کن. [ ک َ ب َ / ب ِ ک ُ ] ( نف مرکب ) ویران کننده کعبه. آنکه کعبه را خراب کند. خطابی ناسزاگونه کسی را که شقاوت او را بیان کردن خواهند:
زهی کعبه ویران کن دیرساز
تو ز اصحاب فیلی نه ز اصحاب غار.خاقانی.
ویران کننده کعبه. آنکه کعبه را خراب کند. خطایی ناسزا گونه کسی را که شقاوت او را بیان کردن خواهند.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 دلبر آن به که به آزار دلم شاد کند کعبه ویران کند و بتکده آباد کند
💡 صلاحم عشق شد کفرم یقین انکار ایمانم محبت کعبه ویران میکند بتخانه میسازد
💡 آن شقی خاندان کرد از پی اثبات خصم کعبه ویران کرده است از جهل و خیبر ساخته
💡 تا در بیت الحرام از آتش بیگانه سوخت کعبه ویران شد حرم از سوز صاحبخانه سوخت
💡 چو دل بمرد ز تن فعل نیک چشم مدار جهان خراب بباشد چو کعبه ویران شد
💡 به نیکی اگر مصر معمور شد به تنگی کجا کعبه ویران شود