لغت نامه دهخدا
کشیده خاطر. [ ک َ / ک ِ دَ / دِ طِ ] ( ص مرکب ) آزرده دل. شکسته دل. ( آنندراج ). رنجیده. آزرده. ( ناظم الاطباء ).
کشیده خاطر. [ ک َ / ک ِ دَ / دِ طِ ] ( ص مرکب ) آزرده دل. شکسته دل. ( آنندراج ). رنجیده. آزرده. ( ناظم الاطباء ).
آزرده خاطر دل شکسته.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 داگلاس به یک گروهی در ایرلند داستانی را بیان کرد که چگونه بلکبرن در حالیکه ناشنوا بود به خاطر تصوراش مبنی بر اینکه وزراء میتوانند پیام مخالفین بردهداری را بپذیرند، همانطور که «باید زندگی نمایند»، به چالش کشیده شد. بردبرن افزود «من منکر هرنوع ضرورتی هستم- من مخالف فرضیه مقدم شما هستم. من منکر این هستم که زندگی برای هر انسانی ضروری است، مگر اینکه صادقانه زندگی نماید».
💡 ژاپن مجموعه جزایری است که با طول زیاد از شمال به جنوب کشیده شده است؛ به همین خاطر آبوهوای مناطق گوناگون آن بهشدت با یکدیگر مغایرت دارند و نیز دارای چهار فصل در سال است.