کشک زر

لغت نامه دهخدا

کشک زر. [ ک ُ ک ِ زَ ] ( اِخ ) دهی است از دهستان فشند بخش کرج شهرستان تهران واقع در 34هزارگزی باختر کرج و 6 هزارگزی شمال راه شوسه کرج به قزوین با 401 سکنه. آب آن ازچشمه سار و راه آن مالرو است و از ینگی امام پائین می توان ماشین برد. ( از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 1 ).

جمله سازی با کشک زر

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 گفتم که چو لاله داغدار است دلم گفتی که دهم کام دلت یعنی کشک

💡 پر شود معدهٔ تو، چون نبود میده، ز کشک خوش کند مغز تو را، چون نبود مشک، سحاب

💡 گفت ناظر، دختر من دیده است مطبخی کشک و عدس دزدیده است

💡 یکی کشک برد و یکی ماست برد زن قاسمک هر چه می خواست برد

💡 به بام بار گاه او به تقریب کشک داری قمر هر شب فروزین گنبد دوار می‌آید

سرچر کردن یعنی چه؟
سرچر کردن یعنی چه؟
کپه اقلی یعنی چه؟
کپه اقلی یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز