کشور مدار

لغت نامه دهخدا

کشورمدار. [ ک ِش ْ وَ م َ ] ( ص مرکب ) آنکه محور کار کشوری است. راتق و فاتق امور مملکت. حافظ و مدیر کشور. همه کاره کشور.

فرهنگ فارسی

آنکه محور کار کشوری است. راتق و فاتق مملکت. همه کاره کشور

جمله سازی با کشور مدار

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 سپهر آخر شاهان جهان کشور شاهی مدار مرکز تکوین مراد گوهر آدم

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران