کشتی سوار

لغت نامه دهخدا

کشتی سوار. [ ک َ / ک ِ س َ ] ( ص مرکب ) آنکه در کشتی نشسته و در دریا مسافرت می کند. ( ناظم الاطباء ):
بزور عقل نتوان شد حریف عشق بی پروا
عنان در قبضه دریا بود کشتی سواران را.ناصر علی ( از آنندراج ).

فرهنگ فارسی

کسی که سوار سفینه است: ( بزور عقل نتوان شد حریف عشق بی پروا عنان در قبض. دریا بود کشتی سواران را ) ( ناصر علی )

جمله سازی با کشتی سوار

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 عبدالبهاء در ۲۵ مارس ۱۹۱۲ سوار بر آرام اس سدریک از اسکندریه مصر عازم ناپل در ایتالیا شد. جامعهٔ بهائیان آمریکا چندین هزار دلار برای عبدالبهاء فرستاده بودند و از خواهش کرده بودند تا در ایتالیا کشتی سدریک را عوض کند و با آرام اس تایتانیک از انگلستان راهی آمریکا شود. اما عبدالبهاء پول‌ها را برای امور خیریه باز فرستاد و سفر خود را با کشتی سدریک ادامه داد.

💡 من چیزهایی دیده‌ام… چیزهایی دیده‌ام که شما آدم‌های کوچک باور نمی‌کنید. کشتی‌های فضایی تازان بر شانهٔ شکارچی (هم‌اختران) که مانند منیزیم می‌درخشند را دیده‌ام… من روی عرشه‌های پشتی یک کشتی تندرو سوار شدم و پرتوهای سی را در تاریکی نزدیک دروازه تانهاوزر تماشا کردم. همه آن لحظه‌ها… آنها خواهند رفت.

💡 قبل از آنکه کشتی‌شان عازم شود، مری به همراه دو مرد سوار آن می‌شود تا در مهمانی خداحافظیِ یکی از دوستانش شرکت کند. یکی از این دو مرد که قمارباز است به نام مایکل لوفتوس (لایل تالبوت)، ویون را راضی می‌کند که با او فرار کند. دقایقی قبل از آنکه کشتی بندر را ترک کند، آن دو همراه با جونیور از آن پیاده می‌شوند.