کخ ژنده

لغت نامه دهخدا

کخ ژنده. [ ک َ ژَ دَ / دِ ] ( اِ ) بمعنی دیو باشد که در مقابل پری است. ( برهان )( آنندراج ). || روان بد. ( ناظم الاطباء ).

فرهنگ فارسی

بمعنی دیو باشد که در مقابل پری است. یا روان بد.

جمله سازی با کخ ژنده

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 هیچ عارضی دنیائی برایشان پیش نیاید مگر آن را رد کنند و از علو آن هیچ مکری ایشان را نفریبد مگر آن که بگذارندش. دنیا در چشمشان ژنده و کهنه است، به تازه کردنش نکوشند.

💡 مریدان می‌دیدند که مولانا مرید ژنده‌پوشی گمنام شده و توجهی به آنان نمی‌کند، به فتنه‌جویی روی آوردند و به شمس تبریزی ناسزا می‌گفتند و تحقیرش می‌کردند.

💡 در اين موقع غذا آوردند، حضار مقدارى غذا در ظرفى سفالى ريختند و جلو (ابن ميثم ) كهبه صورت ژنده پوشى دم در نشسته بود نهادند و خود دستجمعى غذا خوردند، بعد ازصرف غذا متفرق شدند و او نيز از مدرسه بيرون رفت.

💡 نقل كرده اند روزى خواست داخل حمامى شود. صاحب حمام چون لباسهاى كهنه و ژنده او راديد با خود گفت: دستش از مال دنيا تهى است، اجازه ورود به حمام نداد. ابراهيم گفت:بسيار در شگفتم كسى را كه بدون پول به حمام راه ندهند، چگونه بدونعمل و طاعت داخل بهشت نمايند؟(114)

💡 یون ساده‌دل مورد تحقیر و تمسخر او و دیگر شاگردان ون قرار گرفته و در مبارزه از آن‌ها شکست می‌خورد ولی استاد ژنده‌پوشی ناگهان ظاهر شده و فنونی خاص را به او می‌آموزد.

💡 او بايد از نظر آذوقه و خوراك به حداقل - ولو آنكه ناچيز و اندك باشد - و از نظرلباس و جامه به مقدار پوشش بدن - ولو آنكه ژنده و مندرس باشد - قناعت و اكتفاء كند.

بنده پروری یعنی چه؟
بنده پروری یعنی چه؟
حاشیه یعنی چه؟
حاشیه یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز