لغت نامه دهخدا
کج تافتن. [ ک َ ت َ ] ( مص مرکب ) سرکشی و طغیان کردن. || ناهنجار شدن و منحرف شدن. ( آنندراج ).
کج تافتن. [ ک َ ت َ ] ( مص مرکب ) سرکشی و طغیان کردن. || ناهنجار شدن و منحرف شدن. ( آنندراج ).
( مصدر ) ۱ - منحرف شدن بنا هنجار رفتن. ۲ - سر کشی کردن طغیان کردن.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 گرچه ز شعله کشد خنجر بیداد شمع روی وفا تافتن عادت پروانه نیست
💡 ای دل آخر چند خواهی تاختن جان خود در راه جانان تافتن
💡 همیشه تاختن آسمان بسوی تو باد همیشه تافتن مشتری برای تو باد
💡 تابد انگشت تو چنان به شتاب که در آن تافتن رود ز تو تاب
💡 نه زین رشته سر میتوان تافتن نه سر رشته را میتوان یافتن
💡 بتن آسانی بر بالش دولت بنشین چه کنی تاختن و تافتن رنج سفر