کام طلبی

لغت نامه دهخدا

کام طلبی. [ طَ ل َ ] ( حامص مرکب ) کامجویی. رجوع به کامجویی در همین لغت نامه شود.

فرهنگ فارسی

۱ - طلب مراد و مقصود کامجویی. طلبی عیاشی.

جمله سازی با کام طلبی

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 غافل ای دل منشین گر بودش رحم بسی نه چنان هم که دهد بی طلبی کام کسی