لغت نامه دهخدا
( کام آور ) کام آور. [ وَ ] ( نف مرکب ) پیروز. زورمند مقتدر و بانفوذ. ( از ولف ):
کجا بود از گیتی آزاده ای
خداوند تاج و کیان زاده ای.
هم از شاه گیتی و کام آوری
بدو آمده هرچه نام آوری.فردوسی.
( کام آور ) کام آور. [ وَ ] ( نف مرکب ) پیروز. زورمند مقتدر و بانفوذ. ( از ولف ):
کجا بود از گیتی آزاده ای
خداوند تاج و کیان زاده ای.
هم از شاه گیتی و کام آوری
بدو آمده هرچه نام آوری.فردوسی.
( کام آور ) پیروز زورمند
💡 دمی کار مادر به کام آوری که پیگار جویی ونام آوری