کافور دان

مترادف‌ها

ظرف کافور

لغت نامه دهخدا

کافوردان. ( اِ مرکب ) ظرفی که کافور در آن نهند:
سیاهی از حبش کافور می برد
شد اندر نیمه ره کافوردان خرد.نظامی.

فرهنگ فارسی

( اسم ) ظرفی که کافور را در آن جا دهند: [ سیاهی از حبش کافور می برد شد اندر نیمه ره کافور دان خرد ]. ( نظامی )

جمله سازی با کافور دان

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 کلک او نقشی که بر کاغذ کشد دانی که چیست چون نگارست آنکه از کافور بر عنبر نهند

💡 در خانه‌های قدیمی و سنتی، استفاده از یک کافور دان کوچک و زیبا برای معطر کردن لباس‌ها و حفظ آن‌ها از بوهای ناخوشایند بسیار رایج بود.

💡 او با دقت بسیار زیادی، تکه‌های کوچک کافور را درون کافور دان قرار داد تا در میان پارچه‌های گران‌قیمت، عطر خوشی پخش شود.

💡 در مجموعه‌های صنایع دستی، کافور دانهای ظریفی که از نقره یا چوب حکاکی‌شده ساخته شده‌اند، به عنوان اشیای زینتی و کاربردی مورد توجه قرار می‌گیرند.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران