کافور دان

لغت نامه دهخدا

کافوردان. ( اِ مرکب ) ظرفی که کافور در آن نهند:
سیاهی از حبش کافور می برد
شد اندر نیمه ره کافوردان خرد.نظامی.

فرهنگ فارسی

( اسم ) ظرفی که کافور را در آن جا دهند: [ سیاهی از حبش کافور می برد شد اندر نیمه ره کافور دان خرد ]. ( نظامی )

جمله سازی با کافور دان

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 کلک او نقشی که بر کاغذ کشد دانی که چیست چون نگارست آنکه از کافور بر عنبر نهند

هیز یعنی چه؟
هیز یعنی چه؟
استفاده یعنی چه؟
استفاده یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز