لغت نامه دهخدا
کافرری. [ رُ ] ( اِخ ) نام قدیمی ناحیه ای است در افریقای جنوب شرقی که قوم کافر در آنجا سکونت میکرده اند. رجوع به کافر ( اِخ ) شود.
کافرری. [ رُ ] ( اِخ ) نام قدیمی ناحیه ای است در افریقای جنوب شرقی که قوم کافر در آنجا سکونت میکرده اند. رجوع به کافر ( اِخ ) شود.
نام قدیمی ناحیه ایست در افریقای جنوب شرقی که قوم کافر در آنجا سکونت می کرد
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 ساکنین این قلعه گبریها بودند که قومی کافر و در علم پیشرفته بودند.
💡 هست در مذهب ما کافر از آن مرتد به که گهی قول وی اقرار و گهی انکاراست
💡 از آن نفست بطور اهل ایمان خنده ها دارد که پروردی به عهد کودکی در کافر ستانش
💡 چو مردان زن اناالحق گرد کافر چو این معنی ز تو گشتست ظاهر
💡 من به غیر تو اگر کافرم انکار مکن کانک دین در سر آن کار کند کافر نیست