کاغذ کبود

لغت نامه دهخدا

کاغذ کبود. [غ َ ذِ ک َ ] ( ترکیب وصفی، اِ مرکب ) که به رنگ کبود باشد که کم ارزش تر از کاغذ سفید بوده است:
گر نسخه های شعرم از کاغذ کبود است
خالی ز حکمتی نیست چون کاغذ دوائی.مخلص کاشی ( از آنندراج ).

فرهنگ فارسی

که برنگ کبود باشد و کم ارزش تر از کاغذ سفید باشد

جمله سازی با کاغذ کبود

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 شود اگر همه مرهم کبود کاغذ چرخ چه زخمها که به حسرت نصیب خواهد شد