لغت نامه دهخدا
کاست کار. ( ص مرکب ) دروغگوی را گویند چه کاست بمعنی دروغ هم آمده است. ( برهان ).
کاست کار. ( ص مرکب ) دروغگوی را گویند چه کاست بمعنی دروغ هم آمده است. ( برهان ).
متقلب، دروغ گو.
( صفت ) دروغگوی دروغزن.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 چو خسرو را ز دولت کار شد راست ز مغروری فتاد اندر کم و کاست
💡 چو من آنگه که کار وی شود راست بداغ نا امیدی بایدش کاست
💡 ناید این هر دو کار باهم راست هر که این را فزود آن را کاست
💡 گر چه بعضی ز مال کاست شود کار بسیار خلق راست شود