کاریز کندن
مترادفها
قنات حفر کردن، آبراه ساختن
لغت نامه دهخدا
کاریز کندن. [ ک َ دَ ] ( مص مرکب ) تقنیه. حفر قنات. کاریزکنی.
فرهنگ فارسی
( مصدر ) حفر کردن قنات کاریز ساختن.
حفر قنات
جمله سازی با کاریز کندن
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 از اسطورههای جشن سده، تنها یکی به پیدایش آتش اشاره دارد؛ فردوسی میگوید: «هوشنگ پادشاه پیشدادی، که شیوهٔ کشتوکار، کندن کاریز، کاشتن درخت… را به او نسبت میدهند، روزی در دامنهٔ کوه ماری دید و سنگ برگرفت و به سوی مار انداخت و مار فرار کرد؛ اما از برخورد سنگها، جرقهای زد و آتش پدیدار شد.»
💡 کاریز واژهای فارسی است و در اصل کهریز بوده است. واژهٔ قنات کلمهٔ پارسی معرب شده است. در خاور ایران، افغانستان و آسیای میانه واژهٔ کاریز بیشتر کاربرد دارد و در باختر ایران، واژهٔ قنات. قنات خود عربی شدهٔ کنات فارسی است که از ریشهٔ فعل کندن یا کانال گرفته شده است. جمع قنات را «قَنَوات» گویند.
💡 ۷. گناباد در اصل گناه آباد بوده به دلیل اینکه در جنگ دوازده رخ برخلاف میل کیخسرو، پیران ویسه کشته شد و کیخسرو امپراتور ایران بسیار ناراحت شد و آن را گناهی بزرگ شمرد و پیران را دشمنی خردمند و دانا نامید که نباید کشته میشدبه کفاره این گناه دستور کندن چند کاریز در منطقه داد و آنجا گناباد نامیده شد. (عجم۱۳۸۳) بعضی آن را منسوب به گناه بهمن کردهاند. (یاحقی ۱۳۷۴)