کارشکنی کردن به معنای ایجاد مانع و اختلال در انجام یک کار یا پیشرفت یک روند است. این واژه زمانی به کار میرود که فرد یا گروهی عمداً یا از روی غرض، جلوی انجام صحیح یک فعالیت را میگیرند. کارشکنی میتواند به صورت مستقیم، مانند مخالفت آشکار، یا به صورت غیرمستقیم، مانند تأخیر انداختن و بهانهجویی، انجام شود. هدف از کارشکنی معمولاً جلوگیری از موفقیت دیگران یا کند کردن روند امور است. این رفتار در محیطهای کاری، سیاسی، اجتماعی و حتی روابط شخصی دیده میشود. گاهی کارشکنی با پنهانکاری و رفتارهای ظاهراً عادی همراه است تا قابل تشخیص نباشد. این عمل میتواند ناشی از حسادت، رقابت ناسالم یا اختلاف نظر باشد. در زبان فارسی، کارشکنی بار معنایی منفی دارد و رفتاری ناپسند شمرده میشود. به طور کلی، کارشکنی کردن یعنی عمداً مانع پیشرفت یا انجام درست یک کار شدن.
کارشکنی کردن
لغت نامه دهخدا
کارشکنی کردن. [ ش ِ ک َ ک َ دَ ] ( مص مرکب ) بهتان زدن و افترا زدن و رسوا کردن و مانع شدن از پیشرفت کار. ( ناظم الاطباء ). مانعها بچاره و حیله برای پیش نرفتن کار کسی بکار بردن.
فرهنگ فارسی
( مصدر ) ۱ - ممانعت کردن از پیشرفت کار. ۲ - سخن چینی کردن نمامی کردن. ۳ - بهتان زدن افترا زدن.