کار در گره ماند
مترادفها
گیر کردن، متوقف شدن
متضادها
رها، آزاد
لغت نامه دهخدا
کار در گره ماندن. [ دَ گ ِ رِه ْ دَ] ( مص مرکب ) برنیامدن حاجت. ( آنندراج ):
در گره هرگز نخواهد ماند کارم چون صدف
شوخی گوهر گریبان چاک میسازد مرا.صائب ( از آنندراج ).نماند کار هرگز در گره پرهیزکاران را
که از دیوار پیش راه یوسف در شود پیدا.صائب ( از آنندراج ).
جمله سازی با کار در گره ماند
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 بر تو پوشیده جوهری چندست که از آنجمله کار در بندست
💡 هنوزش قلم کار در لاله داشت که در چشم نرگس نظر میگماشت
💡 دیده که بیمار بود در ته پایش پیشگه پای او به کار در آمد
💡 قَدْ یَعْلَمُ اللَّهُ الْمُعَوِّقِینَ مِنْکُمْ میداند اللَّه کار در بندان از شما، وَ الْقائِلِینَ لِإِخْوانِهِمْ و ایشان که فرایاران خویش میگویند، هَلُمَّ إِلَیْنا که محمّد گذار و بما آی، وَ لا یَأْتُونَ الْبَأْسَ إِلَّا قَلِیلًا (۱۸) و بجنگ نیایند مگر اندکی.