ژوپین ور

لغت نامه دهخدا

ژوپین ور. [ وَ ] ( ص مرکب ) حامل نیزه. سنان دار. نیزه دار.بردارنده زوبین. رجوع به زوبین ور شود:
چو دربان بدید آن سپاه گران
سپردار بسیار و ژوپین وران.فردوسی.صفی برکشیدند پیش سوار
سپردار و ژوپین ور و نیزه دار.فردوسی.پیاده سپردار ژوپین وران
شده انجمن لشکر بی کران.فردوسی.همه دشت ژوپین ور و نیزه دار
به یک سو پیاده به یک سو سوار.فردوسی.سپر برگرفتند ژوپین وران
بگشتند با خشتهای گران.فردوسی.سپه بود بر میمنه چل هزار
سواران ژوپین ور نیزه دار.فردوسی.برفتند آنگاه ژوپین وران
ابا جوشن و خشتهای گران.فردوسی.

فرهنگ فارسی

حامل نیزه سنان دار. نیزه دار.

جمله سازی با ژوپین ور

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 گرفته سپر پیش و ژوپین به دست به بالا نهاده سر از جای پست

💡 بینداخت ژوپین به پیران رسید زره بر تنش سر به سر بردرید

💡 ز توران بسیچید و آمد دمان که ژوپین گودرز بودش زمان

💡 بکند و چو ژوپین به کف برگرفت بماندند لشکر همه در شگفت

💡 صفی برکشیدند پیش سوار سپردار و ژوپین‌ور و نیزه‌دار

شهرت یعنی چه؟
شهرت یعنی چه؟
رویداد یعنی چه؟
رویداد یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز