چی تاب

لغت نامه دهخدا

چی تاب. ( اِخ ) دهی است از دهستان بویراحمد سرحدی بخش کهکیلویه به شهرستان بهبهان. در 13هزارگزی باختری سی سخت و 12هزارگزی باختر راه اتومبیل رو سی سخت به شیراز واقع است. 200 تن سکنه دارد از رودخانه کبک کیان آبیاری میشود. محصولش غلات، برنج، پشم و لبنیات است. اهالی به کشاورزی و دام داری و صنایع دستی از قبیل قالی و جوال وجاجیم بافی اشتغال دارند. ساکنینش از طایفه بویراحمد سرحدی میباشند. ( از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 6 ).

فرهنگ فارسی

دهیست از دهستان بویر احمد سرحدی بخش کهکیلویه به شهرستان بهبهان.

جمله سازی با چی تاب

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 قطره بیش از بحر گنجد در انا لیکن چو شد متحد با بحر تاب وی کجا آرد انا

💡 پیچست و تاب در سر زلفین دلبران گر عاقلی تو با سر زلفین او مپیچ

💡 تا از روی شمع رخسار تجلی تاب دوست هر نفس در آتشی افتاده چون پروانه‌ایم

💡 در جهنمکده هند که از تاب هوا شعله ور چون پر پروانه بود، بال ملخ

💡 پدرم سیمرغ بود؛ مادرم الهه ای بی تاب درشوش وُ هگمتانه وُ مقبرهٔ مردخای

فاب یعنی چه؟
فاب یعنی چه؟
پروسیا یعنی چه؟
پروسیا یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز