لغت نامه دهخدا
چهارزانونشستن. [ چ َ / چ ِ ن ِ ش َ / ش ِ ت َ ] ( مص مرکب ) مربع نشستن. تربع. ( زوزنی ). گردپای نشستن. ( یادداشت مؤلف ). رجوع به چارزانو زدن و چارزانو نشستن شود.
چهارزانونشستن. [ چ َ / چ ِ ن ِ ش َ / ش ِ ت َ ] ( مص مرکب ) مربع نشستن. تربع. ( زوزنی ). گردپای نشستن. ( یادداشت مؤلف ). رجوع به چارزانو زدن و چارزانو نشستن شود.
( مصدر ) نوعی از نشستن بطوری که زانوها در طرف راست و چپ و پای راست زیر زانوی چپ و پای چپ زیر زانوی راست قرار گیرد.
مربع نشستن تربع. گرد پای نشستن.
💡 در کتاب اقدس بند ۱۴ چنین آمده که به جای هر نماز فوت شده، یکبار سجده کرده و در هنگام سجود آیه «سبحان الله ذی العظمة و الاجلال و الموهبة و الافضال» خوانده میشود. بعد از اتمام سجده یا سجدهها چهار زانو نشسته و ۱۸ مرتبه آیه «سبحان الله ذیالملک و الملکوت» خوانده میشود
💡 همين كه سهل كنار تنور آمد، ديد هارون مكّى چهار زانو روى آتش ها نشسته است، پس از آنامام عليه السلام به هارون اشاره نمود و فرمود: بلند شو بيا؛ و هارون هم از تنوربيرون آمد.
💡 بـسـند معتبر از حضرت اميرالمؤ منين عليه السلام منقولستكه هرگاه بخوردن طعام بنشينيدبـروش بـنـدگـاه دو زانـو بـنـشـينيد و يك پاى را بروى پاى ديگر مگذاريد و چهار زانومنشينيد كه اين نشستن را و صاحبش را خدا دشمن ميدارد و ظاهر اينحديث آنستكه چهار زانو كهنهى واقع شده است آنستكه بروش جباران يك پا را برران گذارد.
💡 در فقه الرضا عليه السلام مسطور است كه چون اراده حجامت كنى چهار زانو در پيش حجامب نشين