چهار دانگ و نیم
لغت نامه دهخدا
چهار دانگ و نیم. [ چ َ / چ ِ گ ُ ] ( اِ مرکب ) نه قسمت ازدوازده قسمت چیزی. نصف و ربع چیزی با هم. ( از زمخشری ):... والحال سکه نواب کامیاب اقدس اشرف اعلی نیز پنجشاهی به وزن نه دانگ و نیم زمان شاه محمود و طلای اشرفی به دستور قدیم چهار دانگ و نیم سکه میشود و کمال رواج و رونق الحمداﷲ در اصفهان و تمام اطراف ممالک محروسه دارد. ( تذکرةالملوک ص 24 چ 2 ).
فرهنگ فارسی
نه قسمت از دوازده قسمت چیزی. نصف و ربع چیزی با هم.
جمله سازی با چهار دانگ و نیم
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 دو دانگ دستجرد ملکی خانباباخان، چهار دانگ متعلق به رعیت
💡 بخش اعظم آن روستاها در اعداد املاک موقوفهٔ دولتی چهار دانگ شهر کرمانشاه به حساب میآیند.
💡 چهار دانگ از کل زمینهای لالجین متعلق به خان لالجین (غلامعلی خزایی) بوده و دو دانگ دیگر آن نیز به نصرتالملک علیخان پسر رستمخان قراگزلو تعلق داشتهاست. نصرتالملک این دو دانگ را مهریهٔ همسرش زبیده (دختر فتحعلی شاه) قرار داد.
💡 یار من آن صنم که بخوبیش یار نیست دارد جمال و قرض زهر یک چهار دانگ
💡 سرتشنیز یابکان قلعة آجری دو دانگ ملکی محمد مهدی خان و چهار دانگ ملکی رعیت