چنار سرخ
مترادفها
چنار قرمز
لغت نامه دهخدا
چنارسرخ. [ چ ِ س ُ ] ( اِخ ) مؤلف مرآت البلدان نویسد: قریه ای از قراء سرجام است و تقریباً یکصدتن سکنه دارد. ( از مرآت البلدان ج 4 ص 273 ).
فرهنگ فارسی
مولف مر آت البلدان نویسد: (( قریه ای از قرائ سر جام است ) )
جمله سازی با چنار سرخ
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 یکی سرخ گشته به خون چون انار یک از بیم لرزان چو بید از چنار
💡 صبا بسوی گل سرخ برد وقت سحر سماع بلبل روشن روان ز شاخ چنار
💡 تابر آمد جامهای سرخ مل بر شاخ گل پنجه های دست مردم سر فرو کرد از چنار