لغت نامه دهخدا
چم کوکو. [ چ َ ] ( اِخ ) ده کوچکی است از دهستان خنج بخش مرکزی شهرستان لار که در 156 هزارگزی شمال باختری لار واقع است و 14 تن سکنه دارد. ( از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 7 ).
چم کوکو. [ چ َ ] ( اِخ ) ده کوچکی است از دهستان خنج بخش مرکزی شهرستان لار که در 156 هزارگزی شمال باختری لار واقع است و 14 تن سکنه دارد. ( از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 7 ).
ده کوچکی است از دهستان خنج بخش مرکزی شهرستان لار.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 در چمن فاخته میگفت که کوکو دل من دلم ای وای بدل وا دلم ای وای دلم
💡 بیخودان از جستجو در وصل فارغ نیستند قمری از حیرت همان کوکو زند در پای سرو
💡 بس قصر که از شاهان بنیاد شد و بر آن شد فاخته کوکو خوان دندانه به دندانه
💡 گرچه هم بر یاد ما بو کرد عاشق مشک را نوطلب باشد که همچون طفلکان کوکو کند
💡 فیلم پویانمایی کوکو با اقتباس از این رسم در سال ۲۰۱۷ منتشر شد.
💡 بود آن سروِ روان در حلقهٔ آغوشِ من نالهٔ قمری به دور انداخت از کوکو مرا