چم صیدی

لغت نامه دهخدا

چم صیدی. [ چ َ ص َ ] ( اِخ ) دهی از دهستان آب سرده بخش چقلوندی شهرستان خرم آباد که در 19 هزارگزی شمال خاوری چقلوندی و 3 هزارگزی باختر راه فرعی چقلوندی به بروجرد واقع است. تپه ماهوری و سردسیر است و 120 تن سکنه دارد. آبش از سراب سرده و رودخانه سرو. محصولش غلات، صیفی، لبنیات و پشم. شغل اهالی زراعت، گله داری و بافتن سیاه چادر و فرش و راهش مالرو است. ساکنان این آبادی از طایفه بیراوند میباشند که در چادر سکونت دارند و در فصل زمستان به قشلاق میروند. ( از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 6 ).

جمله سازی با چم صیدی

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 گر از کمان ابرو بادام نرگسینش یک تیر برگشاید صیدی هزار گیرد

💡 تسلیم شو که جان به طپیدن نمیبرد صیدی که در کمند بلا پای بست شد

💡 جامه فتح است آگاهی درین وحشت‌سرا غوطه در خون می‌زند صیدی که غافل می‌شود

💡 بازی بودم پریده از عالم ناز تا بوک برم ز شب صیدی بفر از

💡 به رهش فتادم از پا، چو خدنگ خورده صیدی که فتاده و چشم حسرت، به ره سوار دارد

نقض یعنی چه؟
نقض یعنی چه؟
فوت جاب یعنی چه؟
فوت جاب یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز