چل صدهزار. [ چ ِ ص َ هَِ ] ( عدد مرکب،ص مرکب، اِ مرکب ) مخفف چهل صدهزار که در شمار برابرچهارملیون است. مساوی چهل مر، چونکه هر مر در اصطلاح قدما برابر صدهزار بوده است. هشت کرور:
درم چند باید؟ بدوگفت مرد
دلاور شمار درم یاد کرد
چنین گفت کای پرخرد مایه دار
چهل مر درم، مرمری صدهزار
از اندازه لشکر شهریار
کم آمد ز دینار چل صدهزار.فردوسی.
چهار میلیون: از اندازۀ لشکر شهریار / کم آمد ز دینار چل صد هزار (فردوسی: لغت نامه: چل صدهزار ).
مخفف چهل هزار که در شمار برابر چهار میلیون است. مساوی چهل مر.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 ایکه گفتی دیده گر خواهی مبین آن آفتاب صدهزاران جان فدای یک نگاهش، دیده چیست؟
💡 به جهان عجز و قدرت چه حساب دارد اینها تو و صدهزار رحمت من و یک گناه کردن
💡 بیرحمتر از این مرد در جهان یافت نمیشد و اگر مقابل چشم او صدهزار مرد و زن و کودک را سر میبریدند کوچکترین تأثیری در او نمیکرد.
💡 200 - امام صادق عليه السلام فرمود: از شيعيان (واقعى ) ما شمرده نمى شود كسىكه در شهرى باشد كه در آنجا صدهزار نفر زندگى مى كنند و در بين آنان پارساتر ازاو وجود دارد.
💡 قضاء حاجت مؤ من نزد خدا محبوبتر است از بيست حج كه حاجى در هر يك صدهزار دينارانفاق كند.