چل دختران

لغت نامه دهخدا

چل دختران. [ ِچ دُ ت َ] ( اِخ ) گنبدی است در ولایت. ( آنندراج ):
بس که در سر هست زاهد را نهان ذوق جماع
می نماید گنبد چل دختران عمامه اش.قبول ( از آنندراج ).|| نام زیارتگاهی در ایران. ( ناظم الاطباء ). مزاری در تهران.امامزاده ای درتهران.

فرهنگ فارسی

گنبدی است در ولایت

جمله سازی با چل دختران

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 شخص بیجان دختران را بهر لعبت لایقست اس چ‌ربین‌ک‌ردان را بهر بازی درخ‌ررست

💡 دختران دارم چون ماه پس پرده دل ماه رویان سماوات مرا دامادند

💡 به ناگه اسیران آل رسول (ص) همان پرده گی دختران بتول (س)

💡 شیرمردان کز حمیت گرد زن گشته نیند دختران عمرشان را مرگ بستد دختری

💡 دختران که از تحصیل بازمانده است و زنان که دست شان از کار گرفته شده‌است اولین قربانیان این وضعیت است.

💡 قبل از اسلام الله خدای یکتا نبود، بلکه یاران و همراهان و پسران و دخترانی داشت، هرچند هیچگاه بتی که مجسم‌کنندهٔ الله باشد یافت نشده است.

تیزی یعنی چه؟
تیزی یعنی چه؟
خوار یعنی چه؟
خوار یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز