چشم نمائی
مترادفها
جلوه، چشمانداز
لغت نامه دهخدا
چشم نمائی. [ چ َ / چ ِ ن ُ / ن ِ / ن َ ] ( حامص مرکب ) کنایه از تهدید و تخویف. ( آنندراج ). چشم غره. نگاه خشم آلود:
طور برخورد تو تکلیف جدائیست بمن
برقیبان نظرت چشم نمائی است بمن.اشرف ( از آنندراج ).رجوع به چشم نمائی کردن شود.
|| سرزنش و طعنه و ملامت. ( ناظم الاطباء ).
نگاه از روی ملامت و سرزنش. رجوع به چشم نمائی کردن شود.
جمله سازی با چشم نمائی
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 ای وای به من گر تو به چشم همه مردم زین گونه نمائی که به چشم من حیران