چشم باطل ساختن
مترادفها
چشم زدن، چشمزخم زدن
لغت نامه دهخدا
چشم باطل ساختن. [ چ َ / چ ِ طِ ت َ ] ( مص مرکب ) کنایه از کور و نابینا کردن. ( آنندراج ). مؤلف آنندراج نویسد: «محمد طاهرنصیرآبادی در احوال میرزا علاءالدین نوشته: که چشم ایشان را با برادران در ایام شاه صفی باطل ساختند».
فرهنگ فارسی
کنایه از کور و نابینا شدن
جمله سازی با چشم باطل ساختن
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 به چشم باطل اگر دیدهور شدی دیدی که این مصور خاکی لبالب است از نور