چشم اشنا

لغت نامه دهخدا

( چشم آشنا ) چشم آشنا. [ چ َ / چ ِش ْ / ش ِ ] ( ترکیب وصفی، اِ مرکب ) ظاهراً کسی که بدیدار با دیگری آشنا باشد:
که با من یک زمان چشم آشنا باش
مکن بیگانگی یکدم مرا باش.نظامی.

جمله سازی با چشم اشنا

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 کی بی توام نظاره به چشم آشنا شود؟ بنمای روی خود که مرا دیده وا شود

💡 جز چشم آشنا نتواند سفید شد در کشوری که یوسف ما را وطن شود

💡 ما بیخودان به غفلت خود پی‌ نبرده‌ایم چشم آشنا نشد که چه رنگ است خواب را

💡 ندیده دیدهٔ بیگانه زان که تاریک است ولی ببین که شده چشم آشنا روشن

💡 خار ناچیزم مرا در بوستان مقدار نیست اشک بی‌قدرم ز چشم آشنا افتاده‌ام

💡 از کوی که برخاسته‌ای راست بگو ای گرد به چشم آشنا می‌آیی

ضمیمه یعنی چه؟
ضمیمه یعنی چه؟
واز واز یعنی چه؟
واز واز یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز