چرخ گرداندن

لغت نامه دهخدا

چرخ گرداندن. [ چ َ گ َ دَ ] ( مص مرکب ) چرخ گردانیدن. گردانیدن چرخ. چرخاندن هر نوع چرخ و دستگاهی که حرکت دوری کند. به گردش آوردن چرخ هایی از قبیل چرخ پنبه ریسی و چرخ چاه و غیره:
یا چو مردان چرخ گردان زیر پای همت آر
یا زن آسا چرخ گردان، چند ازین نر ماده ای.( از صحاح الفرس ).

فرهنگ فارسی

چرخ گردانیدن ٠ گردانیدن چرخ

جمله سازی با چرخ گرداندن

💡 روسپی‌گری مردان یا گرداندن اَمرَدها (پسرانِ تن‌فروش) مرسوم بوده و آنها را بَزک می‌کردند و در ازای مبلغی در اختیار افرادِ قرار می‌دادند. گونه‌ای از بردگی جنسی بود که عمده منافع مالی حاصل از تن‌فروشی آن‌ها در اخیار صاحبان‌شان قرار می‌گرفت. در یکی از گزارش‌های سفرنامه فیگوئروآ اینطور آمده‌است که بزم حاکمان و نمایندگان شاه، یک ردیف رقاصه زن و ردیف دیگر، شش یا هفت پسر با موهایی بلند و دامن و سفیدتر از اروپاییان بودند... زن‌ها و پسرها با چرخ زدن‌های سریع و حرکات عجیب و با آهنگ دف‌ها و نی‌انبان به‌طرز شهوت‌انگیز می‌رقصیدند.

کس خل یعنی چه؟
کس خل یعنی چه؟
نجورسن یعنی چه؟
نجورسن یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز