لغت نامه دهخدا
چراغ بی مید. [ چ ِ ] ( اِخ ) ده کوچکی است از دهستان سعیدآباد بخش مرکزی شهرستان سیرجان که در 3هزارگزی شمال سعیدآباد، سر راه مالرو سعیدآباد به ناصریه واقع شده و 30 تن سکنه دارد. ( فرهنگ جغرافیایی ایران ج 8 ).
چراغ بی مید. [ چ ِ ] ( اِخ ) ده کوچکی است از دهستان سعیدآباد بخش مرکزی شهرستان سیرجان که در 3هزارگزی شمال سعیدآباد، سر راه مالرو سعیدآباد به ناصریه واقع شده و 30 تن سکنه دارد. ( فرهنگ جغرافیایی ایران ج 8 ).
ده کوچکی است از دهستان سعید آباد بخش مرکزی شهرستا سیرجان.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 ز بی زری است اگر چون چراغ بی روغن زمان زمان نفسی میزنم به دشواری
💡 ای از آن کم عمرتر بد گویت از روی نهاد از چراغ بی حجاب اندر بیابان روز باد
💡 چراغ بی زوال حسن خاموشی نمی داند دم عیسی است باد صبح شمع لاله رویان را
💡 نقش او بر سیم روشن چون دخان بیچراغ ملک ازو همواره روشن چون چراغ بیدخان
💡 بس چراغ بی فروغ از روغن لاف و دروغ بر فروزند و عدیل مشعل بیضا کنند