چاه بار

لغت نامه دهخدا

چاه بار. ( اِخ ) مؤلف مرآت البلدان نویسد: «چند آبادی است بناحیه ای از توابع بلوچستان ». ( از مرآت البلدان ج 4 ص 132 ).
چاه بار. ( اِخ ) دهی است جزء دهستان رزقچای بخش پوبران شهرستان ساوه، در 12 هزارگزی باختر نوبران و 3 هزارگزی راه عمومی. کوهستانی و سردسیر است و 238 تن سکنه دارد. محصولش غلات، بادام و انگور، شغل اهالی زراعت، گله داری و بافتن قالیچه و جاجیم و راهش مالرو است و از طریق راه شوسه همدان به نوبران ماشین میتوان برد. ( از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 1 ).

فرهنگ فارسی

دهی است جزئ دهستان رزقچای بخش پوبران شهرستان ساوه

جمله سازی با چاه بار

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 بار خدايا! طبيبان اين درد جانكاه خسته شده اند، بازوى تواناى رادمردان در كشيدن آبهمّت از چاه وجود اين مردم كه دائما فروكش مى كند، ناتوان گرديده است.(155)

💡 وعدهٔ زیادی رزمنده و ایثارگر علاوه بر حضور در جبهه‌ها، حافظ چاه‌های گاز تنگ بیجار و بینا بوده اندو در عملیات آزادسازی میمک حماسه آفریدند، و هیچ وقت منطقه را علیرغم اینکه چندین بار بمباران هوایی گردید ترک نکردند.

مارشال یعنی چه؟
مارشال یعنی چه؟
اونلی فنز یعنی چه؟
اونلی فنز یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز