لغت نامه دهخدا
پیک رب. [ پ َ / پ ِک ِ رَب ب ] ( اِخ ) کنایه از عزرائیل است:
کآن مسلمان را به خشم از چه سبب
بنگریدی، بازگو ای پیک رب.مولوی.
پیک رب. [ پ َ / پ ِک ِ رَب ب ] ( اِخ ) کنایه از عزرائیل است:
کآن مسلمان را به خشم از چه سبب
بنگریدی، بازگو ای پیک رب.مولوی.
کنایه از عزرائیل است
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 یا به زخم سینهٔ فرسودهات آسوده باش یا ز دل پیکان آن ترک سیه مژگان بکن
💡 از فیلمها یا مجموعههای تلویزیونی که وی در آنها نقش داشتهاست میتوان به بیا و با من پیکی بزن اشاره نمود.
💡 ز دستی خفتهام در خون که تن مینازد از تیغش ز شستی خوردهام پیکان که جان میرقصد از تیرش
💡 برو ای سپر ز پیشم که به جان رسید پیکان بگذار تا ببینم که که میزند به تیرم
💡 سپس، تعدادی از زنان رشت جمعیت پیک سعادت نسوان را برای پیگیری حقوق سیاسی و اجتماعی زنان تأسیس کردند.
💡 پس از قهرمانی، تیتوم علاقه خود برای حضور در درفت انبیای ۲۰۱۷ را اعلام کرد، جایی که وی به عنوان پیکهای دور اول انتخاب شد.