لغت نامه دهخدا
پیمبرزاده. [ پ َ ی َ / ی ُ ب َ دَ / دِ] ( اِ مرکب، ص مرکب ) پسر پیغمبر. از اولاد پیغمبر.
پیمبرزاده. [ پ َ ی َ / ی ُ ب َ دَ / دِ] ( اِ مرکب، ص مرکب ) پسر پیغمبر. از اولاد پیغمبر.
( اسم ) فرزند پیغمبر از اولاد پیامبر.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 در گلستانی که هر خارش پیمبر زادهست میوه هیچیم ما وز نخل بیبر زادهایم
💡 جانها فدای جانت ای زاده پیمبر تو در بغل گرفتی حر شهید را سر
💡 دو گهر دان پیمبری و کرم زاده از کان کاینات بهم
💡 شکست شمر لعین حرمت پیمبر را به قتل زاده زهرا گرفت خنجر را
💡 آن ملک زاده که با شاه جهانش به جهان هم چو داوود و سلیمان پیمبر گیریم
💡 چون شناخت نصرانی زاده پیمبر را رشک شط جیحون ساخت اشک دیده تر را