پیمانه زدن

مترادف‌ها

اندازه گرفتن، پیمایش کردن

متضادها

حدس زدن، تخمین زدن

لغت نامه دهخدا

پیمانه زدن. [ پ َ / پ ِ ن َ / ن ِ زَ دَ ] ( مص مرکب ) کنایه از شراب خوردن. ( آنندراج ). پیمانه خوردن. پیمانه نوشیدن.

فرهنگ فارسی

( مصدر ) شراب خوردن پیمانه نوشیدن.

جمله سازی با پیمانه زدن

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 صد جنون مستی است در خاک خرابات غرض حلقه بر درها زدن ما را خط پیمانه‌ کرد

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران