پیغمبر زاده
لغت نامه دهخدا
پیغمبرزاده. [ پ َ / پ ِ غ َ ب َ دَ / دِ ] ( اِ مرکب ) فرزند پیغمبر. اولاد رسول. ج، پیغمبرزادگان: زکریا در محراب نشسته بود، و بنی اسرائیل و علماء و پیغمبرزادگان نشسته بودند. ( قصص الانبیاء ص 203 ). گفت ای فرعون دست از بنی اسرائیل بدار و ایشان را زحمت مده و ببندگی مدار که ایشان آزادند و پیغمبرزادگانند. ( قصص الانبیاء ص 99 ).
فرهنگ فارسی
( صفت اسم ) فرزند پیغمبر. جمع: پیغمبر زادگان: زکریا در محرب نشسته بود و بنی اسرائیل و علما و پیغمبر زادگان نشسته بودند.
جمله سازی با پیغمبر زاده
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 ای سلیل طیب پیغمبر(ص) امی نسب زاده شیر خدا ای شهریار ذوالحسب
💡 دو ترا بنده زاده اند و یکی زاده مرتضی و پیغمبر