پیغام کردن

لغت نامه دهخدا

پیغام کردن. [ پ َ / پ ِ ک َ دَ ] ( مص مرکب ) پیغام فرستادن. پیغام دادن:
سوی آن پرستار پیغام کرد
که با من گر آیی به یکجای گرد.فردوسی.که مرا عیسی چنین پیغام کرد
کز همه یاران و خویشان باش فرد.مولوی.- امثال:
هرکه را دیده گفته، هرکه را ندیده پیغام کرده.
عمود؛ پیغام کننده لشکر. ( منتهی الارب ). رجوع به پیغام دادن و پیغام فرستادن شود.

فرهنگ فارسی

( مصدر ) پیغام فرستادن پیام دادن: که مرا عیسی چنین پیغام کرد کز همه یاران و خویشان باش فرد. ( مثنوی )

جمله سازی با پیغام کردن

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 در ابتدای دهه ۱۹۷۰، سخت‌افزار سکوهای بازی و حافظه‌ها ارتقا یافته بودند، که منجر به بازی‌های بزرگ‌تر و پیچیده‌تر شد و به پایان رساندن این بازی‌ها زمان بیشتری می‌طلبید. این موضوع به نیاز به‌نوعی حافظه برای ذخیره‌سازی پیشرفت بازیکن منتهی شد و این سؤال پیش آمد که پس از مواجه شدن بازیکن با پیغام بازی تمام شد چه اتفاقی رخ دهد. بازی‌های مدرن‌تر که روی روایت داستان تمرکز دارند به بازیکن اجازه انتخاب‌های گوناگون می‌دهند که به وجود حافظه نیاز دارد و برخی طراحان هم برای «تازه» ماندن تجربه بازی، اجازه ذخیره کردن بیشتر از یک پرونده ذخیره را نمی‌دهند.

💡 هرچند که به دلیل مخفی عمل کردن بسیاری از این انجمن‌ها اطلاعاتی از آن‌ها در دست نیست. مورگان شوستر نیز در کتاب اختناق ایران می‌نویسد چند بار با این انجمن‌های مشروطه خواه زنان برخورد نزدیک داشته‌است؛ مثلاً یک بار از طریق یکی از منشیان دفتر خزانه به او پیغام می‌دهند که خود و همسرش نباید با سلطنت طلبان رفت‌وآمد داشته باشد. هنگامی که می‌پرسد شما چطور از رفت‌وآمد همسر من اطلاع دارید پاسخ می‌گیرد مادرم که عضو انجمن‌های مخفی زنانه‌است این پیغام را داده‌است.

چیره یعنی چه؟
چیره یعنی چه؟
فداکاری یعنی چه؟
فداکاری یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز